۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه

اسامی15 تن فرماندهان و شکنجه گران بازداشتگاه کهریزک

کی از بازداشتی های بازداشتگاه کهریزک که خود را "ا. ب" لیسانسیه روانشناسی و از کارکنان یک کلینک پزشکی در خیابان... تهران معرفی کرده، شرح مشاهدات خود در دوران بازداشت در بازداشتگاه کهریزک را منتشر کرده است. ویژگی این گزارش در آن نیست که جنایات و تجاوزات انجام شده در کهریزک را فاش ساخته، زیرا این نکات در دوران اخیر بارها گفته و منتشر شده است. اهمیت این گزارش در افشای نام شماری از فرماندهان و عاملین جنایات و تجاوزات کهریزک است. افرادی که اگر دستگاه قضائی جمهوری اسلامی قادر به پیگرد آنها نیست، باید هویتشان برای افرادی که با آنها همسایه اند، محله ای که در آن زندگی می کنند، مدرسه و یا دانشگاهی که فرزندان آنها در آن درس می خوانند، محل کار همسر و فرزندان آنها، اقوام و بستگان و حتی همکاران آنها افشاء شود. همه میدانند در کهریزک چه جنایاتی روی داده است، بنابراین اکنون وقت افشای نام و مشخصات عاملین و آمرین آن جنایات است. بی شک شماری از همین افراد در خیابان ها فرمانده و یا مامور مستقیم به گلوله بستن مردم معترض به کودتای انتخاباتی نیز بوده اند. تمام کسانی که نامشان درگزارش ذکر شده دارای درجات نظامی و مامور خدمت در سپاه و یا نیروی انتظامی بوده اند. این افراد، بموجب این گزارش دارای این هویت هستند:

سرهنگ پاسدار حقی فرمانده نیروی یگان ویژه اردوگاه کهریزک، احمد رضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ، کشمیری، عامریان، حقی، کومیجانی فرمانده کهریزک، زندی، خمس آبادی، حسینی، موسوی، سید، حاجی، عامریان، ماکان، و فلاح.

اسامی15 تن فرماندهان و شکنجه گران بازداشتگاه کهریزک

کی از بازداشتی های بازداشتگاه کهریزک که خود را "ا. ب" لیسانسیه روانشناسی و از کارکنان یک کلینک پزشکی در خیابان... تهران معرفی کرده، شرح مشاهدات خود در دوران بازداشت در بازداشتگاه کهریزک را منتشر کرده است. ویژگی این گزارش در آن نیست که جنایات و تجاوزات انجام شده در کهریزک را فاش ساخته، زیرا این نکات در دوران اخیر بارها گفته و منتشر شده است. اهمیت این گزارش در افشای نام شماری از فرماندهان و عاملین جنایات و تجاوزات کهریزک است. افرادی که اگر دستگاه قضائی جمهوری اسلامی قادر به پیگرد آنها نیست، باید هویتشان برای افرادی که با آنها همسایه اند، محله ای که در آن زندگی می کنند، مدرسه و یا دانشگاهی که فرزندان آنها در آن درس می خوانند، محل کار همسر و فرزندان آنها، اقوام و بستگان و حتی همکاران آنها افشاء شود. همه میدانند در کهریزک چه جنایاتی روی داده است، بنابراین اکنون وقت افشای نام و مشخصات عاملین و آمرین آن جنایات است. بی شک شماری از همین افراد در خیابان ها فرمانده و یا مامور مستقیم به گلوله بستن مردم معترض به کودتای انتخاباتی نیز بوده اند. تمام کسانی که نامشان درگزارش ذکر شده دارای درجات نظامی و مامور خدمت در سپاه و یا نیروی انتظامی بوده اند. این افراد، بموجب این گزارش دارای این هویت هستند:

سرهنگ پاسدار حقی فرمانده نیروی یگان ویژه اردوگاه کهریزک، احمد رضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ، کشمیری، عامریان، حقی، کومیجانی فرمانده کهریزک، زندی، خمس آبادی، حسینی، موسوی، سید، حاجی، عامریان، ماکان، و فلاح.

پیش بینی خاتمی در بهمن 87 ماجرای 28 مرداد تکرار می شود

پیرامون پیش بینی کودتائی که در 22 خرداد علیه نتیجه واقعی انتخابات صورت گرفت، برای نخستین بار فاش شد که محمد خاتمی تا حدود زیادی این پیش بینی را کرده بود. با این تفاوت که او با پیش بینی این رویداد که عمدتا تصور می کرد در صورت پیروزی وی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری بوقوع خواهد پیوست، از انتخابات کناره گرفت و هرگز تصور نمی کرد علیه میرحسین موسوی هم کودتا شود.

"محمدرضا نژاد حیدری" مسئول کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد مهندس موسوی در استان کرمان، در سایت "جرس" گزارشی در باره کناره گیری خاتمی از کارزار انتخاباتی نوشت، خواندنی. این گزارش مستقیم است. یعنی نویسنده خود شاهد و ناظر بوده است. او می نویسد:

دوشنبه یکم بهمن 1387 محمد خاتمی در نمازخانه دفتری که سیدحسن خمینی در اختیار او قرار داده بود، در برابر جمع 80 نفره‌ای از جوانان ستاد 88 که یک صدا از او می‌خواستند نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری هرچه زودتر اعلام کند، با زیرکی این پیام را منتقل کرد که در صورت حضور در عرصه انتخابات مشکلاتی نهادهای قدرت بر سر راه او درست خواهند کرد. یکی از جوانان از او پرسید که آیا منتظر حمایت فلان شخصیت(رهبر) هستید؟ خاتمی گفت چوب لای چرخ ما نگذارند، حمایت پیش‌کش. روز بعد از انتخابات اول شما را بازدداشت می‌کنند تا یک گوشمالی به من بدهند.

جلسه تمام شد و همه خود را به خاتمی رساندند تا جداگانه پیام جوانان را به گوش او برسانند. در شلوغی و همهمه متوجه پرسش نشدم اما پاسخ را به درستی شنیدم. خاتمی در حالی که عصبی به نظر می آمد و در عین حال سعی می کرد سخنی نگوید که دوستان جوانش برنجند گفت: اگر ماجرای 28 مرداد تکرار شود چه باید کرد؟ او هرچند سربسته و با ایماء و اشاره، اما گفت.

خاتمی حساسیت‌ها را فقط نسبت به خود می‌دانست. شاید همین موضوع هم باعث شد که از نامزدی کناره بگیرد. او بر این عقیده بود که حزب پادگانی نمی‌تواند در برابر میرحسین موسوی همان باشد که در مقابل سید محمد خاتمی. اما

از نظر آنها که در حال مهندسی انتخابات بودند خاتمی تفاوتی با موسوی نداشت. آنها حتی از موسوی احساس خطر بیشتری می‌کردند تا از سیدمحمد خاتمی. چون به خوبی می‌دانستند که موسوی سخنور نیست، نظریه‌پرداز نیست، اما استوار است. قاطع است و روی حرفی که می‌زند می‌ایستد. خطر برای آنها تفکر اصلاحی بود که نمی‌بایست جایی در حاکمیت پیدا کند و نباید پیروز "اعلام شود".

تمام پیش‌بینی‌هایی که خاتمی برای خودش می‌کرد برای یار دیرینش میرحسین موسوی محقق شد. خاتمی می‌ترسید صبح بعد از انتخابات یارانش را دستگیر کنند.همین گونه شد و صبح روز بعد از انتخابات تعداد زیادی از یاران او و یاران میرحسین موسوی را بازدداشت کردند. خاتمی هشدار می‌داد که "اول شماها را می‌گیرند" و همین شد و هنوز جوانان ستاد 88 در بازدداشت هستند.


زندگی نامه وزرای پیشنهادی احمدی نژاد در دولت دهم


در پی معرفی کابینه پیشنهادی محمود احمدی نژاد برای اداره دولت دهم، سوابق و ویژگی های وزرای معرفی شده مورد توجه ناظران سیاسی قرار گرفته است. "روز" می کوشد در گزارشی با مرور سوابق این وزرای پیشنهادی، امکان شناخت بیشتر کسانی را فراهم آورد که از نظر احمدی نژاد بهترین مدیران برای اداره کشور بوده اند. کسانی که یافتن سوابق "مدیریتی" برای بسیاری از آنها، به دشواری امکانپذیر است.

معرفی وزرا
محمود احمدی نژاد که هفته گذشته در یک گفت و گوی تلویزیونی ابتدا شش نفر از وزرایش را معرفی کرده بود در آخرین ساعات پنجشنبه 29 مردادماه و آخرین روز از مهلت دو هفته ای مجلس فهرست کامل گزینه های پیشنهادی اش برای کابینه دهم را به مجلس معرفی نمود.
بنا بر فهرست ارایه شده از سوی احمدی نژاد به مجلس "رضا تقی پور برای وزارت ارتباطات، حیدر مصلحی برای اطلاعات، صادق خلیلیان برای جهاد کشاورزی، کامران دانشجو برای علوم و تحقیقات، محمد حسینی برای فرهنگ و ارشاد اسلامی، عبدالرضا شیخ الاسلامی برای کار و امور اجتماعی، علی نیکزاد برای مسکن، محمد علی آبادی برای نیرو، مرتضی بختیاری برای دادگستری، احمد وحیدی برای دفاع و مهدی غضنفری برای وزارت بازرگانی" معرفی شدند.
همچنین بر اساس این فهرست، سه وزیر زن نیز برای حضور در کابینه پیشنهاد شده اند که عبارتند از سوسن کشاورز برای آموزش و پرورش، مرضیه وحید دستجردی برای بهداشت و درمان، و فاطمه آجرلو برای وزارت رفاه.
این درحالی است که در گزینه های پیشنهادی احمدی نژاد برخی جابه جایی ها نیز صورت گرفته و بر این اساس مصطفی محمد نجار از وزارت دفاع به وزارت کشور و مسعود میرکاظمی از وزارت بازرگانی به وزارت نفتمنتقل و برای وزارت در وزارتخانه های جدید به مجلس پیشنهاد شده اند.
در کابینه پیشنهادی محمود احمدی نژاد همچنین شمس الدین حسینی در وزارت اقتصاد و اموردارایی، منوچهر متکی در وزارت امورخارجه، محمد عباسی در وزارت تعاون، حمید بهبهانی در وزارت راه و ترابری و علی اکبر محرابیان همچنان در وزارت صنایع و معادن باقی خواهد ماند.

وزارت آموزش و پرورش و مسوولی که "با بالگرد به قله رسید"
سوسن کشاورز، وزیر پیشنهادی کشاورزی، 45 سال دارد و متولد سال 1344 در رودبار الموت است. کودکی را در قزوین سپری کرده و برای تحصیلات عالی به تهران آمده است. او از 13 ماه پیش، معاون وزیر و رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی بوده است. تا پیش از آن در هیچ سمت اجرایی و مدیریتی فعالیت نداشته و به تدریس "تعلیم و تربیت" در دانشگاه تربیت معلم مشغول بوده است.
کشاورز لیسانس خود را در رشته کارشناسی علوم اقتصاد، فوق لیسانس را در رشته کارشناسی تاریخ و فلسفه و آموزش و پرورش و دکترا را در فلسفه تعلیم و تربیت از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرده است. او عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم و رئیس اداره پژوهش دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس نیز هست.
کشاورز می گوید که به زبان انگلیسی آشنایی دارد، سیر ترقی را سریع طی کرده، آنچنان که اسدالله عباسی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هشتم درباره وی می گوید: "آموزش و پرورش آزمایشگاه و کارگاه آموزشی نیست که رئیس‌جمهور هر فردی را برای وزارت در آن انتخاب کند، اینکه به خانم‌ها فرصت وزارت داده شود خوب است اما اینکه فردی را با بالگرد به قله کوه برسانیم و بگوییم تو قله را فتح کردی اصلاً خوب نیست. افراد باید خود از کوه بالا بیایند تا فراز و فرودها و سختی‌ها را بچشند و تجربه را کسب کنند که مطمئناً کشاورز این ویژگی را ندارد." عباسی معتقد است که حضور کشاورز به ضرر آموزش و پرورش است.
نمایندگان معتقدند که کشاورز از فرشیدی و علی احمدی ضعیف تر است. کشاورز از جمله وزرای پیشنهادی نمایندگانی چون توکلی و عباسی معتقدند وی از مجلس رای اعتماد نخواهد گرفت.

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مدیر موشکی کابینه دهم
رضا تقی پور متولد 1336 در مراغه بوده و کودکی و جوانی را در مراغه و تبریز گذرانده است. لیسانس خود را در رشته مهندسی کامپیوتر، فوق لیسانس را در دو رشته پژوهش علوم مدیریت و مهندسی صنایع گرفته است. وی اکنون دانشجوی دوره دکترای علوم مدیریت در دانشگاه تربیت مدرس است. از دو سال پیش معاون وزیر ارتباطات و رئیس سازمان فضایی کشور بوده است. پیش از آن از سال 81 تا 86 مدیرعامل صنایع مخابرات بود. وی از سال 75 تا 81 مدیریت عامل صنایع الکترونیک شیراز را عهده دار بود. قبل از آن نیز از زمان پایان جنگ تا سال 75، در سمت مدیریت صنایع امنیت مخابرات-گروه صنایع مخابرات مشغول به کار بود. وی از اعضای ارشد سپاه در زمان جنگ محسوب می شود و عمده کارهایش در وزارتخانه ارتباطات مرتبط با صنایع موشکی یا الکترونیکی سپاه است. گفته می شود پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید به فضا در بهمن 87 عمده علت انتخاب وی به عنوان وزیر دولت دهم بوده است. او در آن زمان سمت ریاست سازمان فضایی وزارتخانه ارتباطات را داشته است. وی از جمله وزرایی است که با توجه به پیشینه و حمایت های سپاه به احتمال زیاد از مجلس رای اعتماد خواهد گرفت.

وزارت اطلاعات و کسی که که یک روز سابقه مرتبط ندارد
حیدر مصلحی در سال 1336 در شهرضا متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در همان شهر و تحصیلات حوزوی خود را در اصفهان و قم آغاز کرد. او تا پیش از انقلاب عمده فعالیتش تحصیل علوم دینی بود و از جمله طلاب هوادار آیت الله خمینی محسوب می شد. او تحصیلات دینی خود را تا مقطع خارج فقه و اصول ادامه داده است. پس از بخشنامه وزارت علوم در دهه 70 مبنی بر ارزیابی مدارک حوزوی با مدارک دانشگاهی، مصلحی موفق به کسب مدرک کارشناسی ارشد الهیات از دانشگاه مذاهب اسلامی شد. پس از انقلاب به عضویت کمیته های انقلاب در آمد. با آغاز جنگ و نمایندگی آیت الله خمینی در قرارگاه کربلا و سپس خاتم الانبیا را برعهده داشت که تا پایان جنگ در این سمت مشغول به کار بود.
پس از جنگ، نماینده آیت الله خامنه ای در نیروی زمینی سپاه و سپس نیروی مقاومت بسیج شد. با پیروزی احمدی نژاد در سال 84، وی به عنوان روحانی حامی احمدی نژاد به عنوان مشاور امور روحانیت رئیس جمهوری منصوب شد. شغلی که او را هدف انتقادات کرد، چرا که نه روحانیون ارشد کشور با دولت رابطه نیکویی داشتند و نه وی می توانست به واسطه اشتغال جدیدش به مشاغل انتصابی از سوی رهبر نظام به خوبی بپردازد. مصلحی سرانجام اواخر خرداد 85 به طور کامل از سمت مشاورت روحانیت رئیس جمهوری کناره گرفت و از 29 خرداد همان سال از سوی رهبری نظام به عنوان ریاست سازمان اوقات و امور خیریه منصوب شد. مصلحی در پی انتقادات مسیح مهاجری دولت احمدی نژاد، در 25 تیر سال 87 جایگزین او در سمت مشاورت و نمایندگی رئیس جمهوری در دانشگاه مذاهب اسلامی شد. او همچنین مشاورت ریاست سازمان تبلیغات اسلامی را نیز در کارنامه خود ثبت کرده است.
از مصلحی به عنوان وزیر کشور احتمالی پس از برکناری پورمحمدی نام برده می شد، اما بخت آنچنان با او یار نبود. مصلحی گرچه به عنوان نیروی عقیدتی-سیاسی در دوره های در دهه 60 و 70 برای نیروهای اطلاعاتی تدریس کرده، اما سابقه مدیریتی مرتبط با این وزارتخانه ندارد. احمد توکلی رییس مرکز پژوهش های مجلس گفته است فردی که یک روز سابقه اطلاعاتی ندارد نمی تواند ریاست وزارت اطلاعات را برعهده گیرد.

وزارت امور اقتصاد و دارایی و وزیر مطلوب محسن رضایی شمس الدین حسینی متولد 1346 در تنکابن است. وزیر مازندرانی 42 ساله از جمله وزرای جوان دولت نهم است. حسینی در سال 68 لیسانس خود را در اقتصاد بازرگانی از دانشگاه علامه طباطبایی گرفت. 3 سال بعد و در سال 71 فوق لیسانس رشته علوم اقتصاد را از دانشگاه تهران کسب کرد. حسینی از سال 71 تا 73 به عنوان پژوهشگر در موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی مشغول به کار بود. پس از آن به مدت یک سال مدیریت دفتر بررسیهای اقتصادی مرکز پژوهشهای مجلس را به عهده دار گرفت. از سال 74 تا 77 به عنوان مدیرکل حوزه ریاست، روابط عمومی و بین‌الملل (عضو هیات رئیسه) سازمان برنامه بودجه کار کرد. همان سال دوره دکترای خود را در رشته اقتصاد بخش عمومی-بین الملل در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی آغاز کرد و از سال 77 تا 81، مدیرکل اموربین ‌الملل و روابط عمومی وزارت نیرو بود.
پس از دکترا به وزارت بازرگانی رفت و مدیریت کل دفتر مطالعات اقتصادی را عهده دار شد. او تا سال 86 در همین سمت مشغول به خدمت بود. پس از آن به وزارت رفاه رفت و برای مدت یک سال و اندی معاونت مصری وزیر رفاه را برعهده گرفت. با برکناری دانش جعفری وزیر امور اقتصاد و دارایی در سال 87، حسینی به عنوان وزیر امور اقتصاد و دارایی به مجلس پیشنهاد شد و در 18 مرداد توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد. از سال 78 وی از سوی احمدی نژاد به عنوان دبیر "کارگروه تحولات اقتصادی" منصوب شد. حسینی همچنین رئیس کمیسیون اقتصادی دولت است. او جزو معدود وزرایی است که در سمت قبلی شان ابقا شده اند.
محسن رضایی او را وزیری مطلوب نامیده بود که در صورت پیروزی در انتخابات دهمین دور ریاست جمهوری وی را در سمت قبلی اش ابقا خواهد کرد. ناظران می گویند این وزیر جوان به احتمال بسیار زیاد از مجلس رای اعتماد خواهد گرفت.

وزارت امور خارجه و آقای "آ" منوچهر متکی متولد 1332 در بندرگز است. او در همان شهر تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به پایان رساند و برای تحصیلات عالی به هند رفت و در آنجا شروع به تحصيل در دانشگاه بنگلور کرد. در سال 1354 ليسانس علوم اجتماعي خود را از همين دانشگاه دريافت کرد، اما موفق به ادامه تحصيل نشد و به ايران بازگشت. وي مدتي با انجمن اسلامي دانشجويان در هند در دانشگاه های چندیگر و علیگر همکاري مي کرد. متکی پس از بازگشت به ايران در سال 1355 به بندرگز رفت و دوران انقلاب را در شهر خودش به "فعالیت های انقلابی" سپری کرد. پس از انقلاب در همان درگز مسئولیت کمیته انقلاب را عهده داشت. در دوره اول مجلس از همین شهر به عنوان نماینده انتخاب شد و پا به مجلس گذاشت.
در زمان وزارت کوتاه مدت موسوی در دولت باهنر، متکی در دوره های آموزشی وزارت خارجه شرکت کرد و بعد از روی کار آمدن دولت موسوی و با پایان آمدن دوره نمایندگی مجلس، به وزارت خارجه منتقل شد. در سال 1363 رئيس اداره هفتم اين وزارتخانه شد. يک سال بعد، در سال 1364(1985) وی سفير ايران در ترکيه شد. وي پس از تنش هایی که با مقام های کشور میزبان ایجاد کرد دوباره به وزارت خارجه بازگشت و در سال 1369 مسئول امور اروپاي غربي وزارتخارجه شد. وي سپس معاون امور بين الملل و در سال 1371 معاون امور حقوقي و پارلماني و کنسولي وزارت خارجه شد.
متکی در سال 1373 به عنوان سفیر ایران در ژاپن مشغول به خدمت شد. پس از پیروزی جبهه اصلاحات در دوم خرداد 76، وی از سمت های اجرایی کنار گذاشته شد و به عنوان مشاور کمال خرازی، وزير خارجه برگزیده شد. متکی سال 80 به عنوان معاونت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، نزد آيت الله تسخيري رفت و مدتي آنجا ماند. تا در انتخابات مجلس هفتم در لیست اصولگرایان تهران قرار گرفت و به عنوان رئيس کميسيون روابط خارجي و امنيت ملي انتخاب شد. در سال 84 به عنوان وزیر خارجه دولت نهم انتخاب شد و در کابینه قرار گرفت. پس از آن بسیاری از اقوام و آشنایانش را وارد این وزارتخانه کرد.
منوچهر متکی برای همسرش معاونتی ایجاد کرد و به وی پست معاونت وزیر و به برادر زنش پستی در سفارتخانه کشورهای حاشیه خلیج فارس داد.
متکی در میان خبرنگاران به آقای "آ" مشهور است و میان هر کلمه یک "آ" می گوید. وی کمی به زبان انگلیسی و ترکی آشنایی دارد. او نیز به احتمال زیاد از مجلس رای اعتماد خواهد گرفت.
وزارت بازرگانی و چهره ای ناآشنا
مهدیغضنفری متولد 1339 در شهر الیگودرز است. سال ورود به دانشگاه – علم و صنعت - مصادف با انقلاب 57 بود. پس از انقلاب فرهنگی دوباره به دانشگاهی بازگشت که حلقه احمدی نژاد، ثمره هاشمی و محصولی در آن شکل گرفته بود. غضنفری در سال 65 لیسانسش را در رشته مهندسی صنایع گرایش تولید صنعتی از دانشگاه علم و صنعت گرفت. سپس مشغول به ادامه تحصیل شد و در سال 68 توانست در رشته مهندسی صنایع با گرایش تحلیل سیستم ها از دانشگاه امیرکبیر فارغ التحصیل شود. او در سال 69 به عضویت هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت در آمد. سپس از وزارت علوم بورس گرفت و به استرالیا رفت. او در سال 75 مدرک دکترای تحصصی خود در رشته مهندسی صنایع با گرایش برنامه ریزی تولید را از دانشگاه "ان.اس.دبلیو" سیدنی گرفت.
مهدی غضنفری سپس به ایران بازگشت و در دانشگاه علم و صنعت مشغول به تدریس شد. از سال 76 تا80 مدير گروه تحليل سيستم دانشگاه علم و صنعت بود. از سال 77 تا 80 به عنوان مشاور سازمان بهره وري وزارت صنايع منصوب شد. از سال 81 تا 83 به طور همزمان رئيس دانشکده صنايع دانشگاه علم و صنعت و عضو کميته برنامه ريزي‌ وزارت علوم بود. با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به عنوان معاونت در توسعه روابط اقتصادي و رييس کل سازمان توسعه تجارت ايران در زمان وزارت مسعود میرکاظمی وزیر بازرگانی دولت نهم و وزیر پیشنهادی نفت دولت دهم مشغول به کار شد که تا پایان دولت نهم ادامه داشت. او به زبان انگلیسی تسلط دارد و در هیات و مجمع های تجاری ایران از جمله فرش، لجستیک و اتاق های تجاری عضویت دارد. او به احتمال زیاد از مجلس رای اعتماد خواهد گرفت.

وزارت بهداشت و جانشین "هلوی" دولت
مرضیه وحید دستجردی در سال 1338 در تهران متولد شد. تحصیلات عالی خود را در سال 54 در رشته پزشکی دانشگاه تهران (علوم پزشکی تهران) آغاز و در سال 64 و 67 به ترتیب موفق به اخذ دکترای عمومی و درجه تخصصی در رشته زنان و زایمان شد. وی به عنوان عضو شورای آموزشی پزشکی و تخصصی وزارت بهداشت در سالهای دهه 70، عضو هیئت مدیره انجمن تنظیم خانواده بین سالهای 73 تا 80، عضو شورای سیاست گذاری وزارت بهداشت میان سالهای 73 تا 75، عضو شورای برنامه آموزشی عالی کشور بین سالهای 71 تا 78 مسئولیتهایی داشته است.
دستجردی در دوره های چهارم و پنجم مجلس، نماینده مردم تهران بود و سمت های زیر را داشت: عضو گروه پزشکی شورای عالی برنامه ریزی، عضو هئیت موسس انجمن علمی تخصصی باروری و ناباروری ایران، عضو شورای عالی نظام پزشکی کشور، عضو هیئت عالی انتظامی نظام پزشکی کشور، و ریاست بیمارستان روئین تن آرش. مرضیه وحید دستجردی در حال حاضر مشاور رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و مدیر روابط بین الملل این دانشگاه و رئیس شعبه کیش دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
وی از سوی احمدی نژاد به عنوان عضو هیئت امنای بنیاد ملی نخبگان منصوب شده است. نام وی از سوی شورای احزاب زنان اصولگرا برای رسیدن به این سمت به احمدی نژاد پیشنهاد شده بود. دکتر مرندی عضو کمیسیون بهداشت مجلس این انتخاب را خجسته دانسته اما تاکید کرده است که برای وی مشخص نیست به چه دلیل دکتر لنکرانی با توجه به تجاربی که اندوخته و توانایی که از خود بروز داده از کابینه دولت نهم کنار گذاشته شده است. شب جمعه احمدی نژاد در گفت و گویی تلویزیونی لنکرانی را هلویی نامیده بود که آن را می بایست خورد، اما دلیلی برای برکناری وی ارائه نداد. هرچند مخالفت لنکرانی با مشائی به عنوان علت برکناری وی عنوان شده است. شانس وی از دو وزیر زن پیشنهادی دیگر بیشتر به نظر می رشد.

وزارت تعاون و موسسه هفته نامه "شمال"
محمد عباسی در سال 1337 در گرگان به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و دبيرستان را در گرگان، ليسانس را در دانشگاه مشهد و فوق لیسانس را در دانشگاه آزاد اسلامي تهران در رشته مديريت دولتي گرفت. وی دانشجوی دوره دکترای مدیریت در واحد تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی است. وی پیش از انقلاب از جمله موسسین اتحادیه های انجمن اسلامی در گرگان و روستاهای اکناف آن بود. پس از انقلاب به عضویت حزب جمهوری اسلامی در آمد و ظاهرا رهبر فعلی حکومت و آیت الله بهشتی با وی آشنایی داشته اند.
سابقه كار اجرايي وی همزمان با تحصيل در دانشگاه در روستا آغاز شده است. در سال 58 بعنوان دبير مدارس گرگان استخدام شده و رياست آموزش و پرورش گنبد و گرگان را بعهده گرفت. او سپس به عنوان معاون مدير كل آموزش و پرورش منصوب شد. بعد به سمت مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي مازندران و گلستان ارتقا یافت. او سابقه حضور در جبهه را نیز در کارنامه خود دارد.
عباسی كار اجرايي در سطح استان را با انتصاب در سمت معاونت برنامه ريزي استانداري (مازندران و گلستان) آغاز کرد. وي همچنين عضو هيات علمي و رئيس دانشگاه آزاد اسلامي قائم شهر بود. او به نمايندگي مردم گرگان و آق قلا به مجلس هفتم راه یافت و به عضویت كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس درآمد. عباسی سپس معاونت هاي اجرايي و فرهنگي جامعه اسلامي فرهنگيان كشور را پذيرفت و همزمان هفته نامه شمال را تاسيس کرد. او می گوید به زبان انگلیسی آشنایی دارد.

وزارت جهاد کشاورزی و معاونی که سابقه سپاهی داشت
صادق خلیلیان در سال 1338 و در اهواز متولد شد. کودکی و نوجوانی را در همان شهر گذراند و تحصیلات عالی را نیز در دانشگاه چمران تمام کرد. تخصص وي اقتصاد منابع طبيعي است و دكتراي خود در همين گرايش را از دانشگاه تربيت مدرس اخذ كرده. او دوره كارشناسي مهندسي خاكشناسي را در دانشکده کشاورزی دانشگاه چمران اهواز به پایان برد. سپس در سال 68 توانست مدرک كارشناسي ارشد اقتصاد كشاوري را دانشگاه تربيت مدرس بگیرد. وی دوره دکترای خود را در سال 75 و در رشته اقتصاد کشاورزي، اقتصاد منابع طبيعي به پایان رسانده است. خلیلیان از سال 69 به عضویت هیئت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس درآمد و در آن واحد دانشگاهی مشغول به تدریس شد. تا پیش از آن وی عضو انجمن اسلامی دانشجویان، عضو کمیته های انقلابی و سپاه بود.
سابقه کار اجرایی وی از سال 1370 آغاز می شود؛ وی به مدت یک سال معاون موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور بود. او از سال 75 تا 76 معاون دانشجويي و فرهنگي دانشگاه تربيت مدرس بود. از همان سال تا دو سال بعد عضو شورای دانشگاه بود. خلیلیان میان سال های 77 تا 78، ریاست دانشكده منابع طبيعي و علوم دريايي دانشگاه تربيت مدرس را داشته و از سال 79 تا به اینک مدير گروه اقتصاد كشاورزي این دانشگاه بوده است. او در دولت احمدی نژاد و در وزارت کشاورزی به عنوان معاونت برنامه ریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی مشغول به کار بوده است. وزارت جهاد کشاورزی در زمان دولت احمدی نژاد بسیار ضعیف عمل کرد؛ واردات، افت تولید کشاورزی، عدم حمایت از کشاورزان و مواردی از این دست که خلیلیان نیز به عنوان معاون در آنها دخیل بوده است.

وزارت دادگستری و زندانبانی که حق ورود به زندان سپاه را نداشت
مرتضی بختیاری در سال 1331 در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدای و متوسطه را در مشهد گذراند و تحصیلات حوزوی را در همن شهر پی گرفت. مرتضی بختیاری از جمله فعالین پیش از انقلاب بود که در طیف آیت الله خامنه ای قرار داشت و علیه حکومت فعالیت می کرد. پس از انقلاب وی مسئوليت مدير کلي دادگستري استان خراسان را برعهده گرفت. در سال 76 و با کناره گیری لاجوردی از ریاست سازمان زندان ها، بختیاری به عنوان رياست سازمان زندانها و اقدامات تاميني و تربيتي کشور منصوب شد که تا سال 83 ادامه داشت. در دوران مسوولیتش، به هیات تحقیق مجلس ششم در مورد زندان ها گفته بود که حتی وی نیز بدون هماهنگی با مسولان سپاه حق ورود به بازداشتگاه های اختصاصی این نیرور نظامی در داخل زندان اوین را ندارد.
بختیاری برای مدتی مدیر کل دادگستری استان فارس بوده و قضاوت پرونده های امنیتی و اپوزیسیون را در کارنامه خود دارد. وی با پیروزی احمدی نژاد در سال 84، به عنوان استاندار اصفهان منصوب شد. چندی پیش در گمانه زنی های خبرگزاری ها، نام بختیاری به عنوان جانشین احتمالی قاضی مرتضوی دادستان تهران مطرح و از وی به عنوان دادستان جدید در دوره ریاست صادق لاریجانی بر قوه قضائیه نام برده می شود. کارشناسان می گویند او قطعا از مجلس رای اعتماد خواهد گرفت. بختیاری بسیار کم حرف می زند و با خبرنگاران رابطه خوبی ندارد.
وزارت دفاع و سردار تحت تعقیب پلیس بین المللی
احمد وحیدی متولد سال 1337 در شهر شیراز است. تحصیلات ابتدایی را در همان شهر گذراند. این عنصر امنیتی- نظامی با نام اطلاعاتی شاهچراغی از فرماندهان ارشد سپاه قدس در خارج از کشور بوده است.
او در دوران انقلاب جزو گروه های نظامی ضد رژیم پهلوی بود. در همان دوران به دانشگاه شیراز در رشته مهندسی الکترونیک راه یافت. او سپس به عضویت کمیته های انقلاب و سپاه پاسداران درآمد. با بازگشایی دانشگاه ها وی تحصیلات خود را ادامه داد و مدرک کارشناسی الکترونیک را اخذ کرد. او از چهره های امنیتی است که در تشکیل وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران نقش ویژه ای را برعهده داشته است. او همچنین برای مدتی فرمانده سپاه قدس بوده و به همین علت از سوی پلیس بین الملل تحت تعقیب است. وحیدی متهم به دست داشتن در انفجار آمیا در آرژانتین در تابستان سال 73 است.
وحیدی در دوران جنگ با حضور در ستاد نیروهای مسلح نقش های کلیدی و امنیتی را برعهده گرفت. وحیدی در دوران وزارت شمخانی از سال 76 تا 84، معاونت طرح و برنامه ریزی وزارتخانه دفاع بوده است. او همچنین به تحصیل در کارشناسی ارشد صنایع ادامه داده و اکنون دانشجوی دکترای علوم استراتژیک در دانشگاه امام صادق است. وحیدی همچنین رياست كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص را نیز عهده دار بوده است.
این سردار در دوران وزارت محمد نجار در وزارت دفاع، قائم مقامی و جانشینی وزیر را برعهده داشت و از سوي احمدي ‌نژاد به عنوان نماينده نيروهاي مسلح در تدوين برنامه پنجم توسعه كشور منصوب شده است. پس از آنکه ستاد نیروهای مسلح از عملکرد سردار نجار اعلام نارضایتی کرد، از سوی این ستاد فرماندهی وحیدی برای احراز پست وزارت به احمدی نژاد معرفی شد.

وزارت راه و ترابری و استاد احمدی نژاد حمید بهبهانی
وی متولد دی ماه 1319 در شیراز است. خانواده اش متمول بودند و وی را برای تحصیل به خارج از کشور فرستادند. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراند. وی سپس به تهران رفت و در دانشگاه علم و صنعت مشغول به تحصیل در رشته عمران شد. سال 48 مدرک خود را از این دانشگاه اخذ و برای ادامه تحصیل به آمریکا مهاجرت کرد. او در سال 53 توانست فوق لیسانس در مهندسی راه و ساختمان و حمل و نقل و راهسازی را از دانشگاه کینزول فلوریدا اخذ کند. سپس در سال 56 مدرک دکترای خود را در رشته راه و ساختمان از همین دانشگاه اخذ کرد. به مجرد اتمام تحصیل به ایران بازگشت و در دانشگاه علم و صنعت مشغول به کار شد.
حمید بهبهانی همچنين طي سال هاي 1356 تا 1369 به عنوان استاديار، در خلال سال هاي 1376 تا 1380 به عنوان دانشيار و از سال 1380 تاکنون داراي کرسي استادي کامل در دانشگاه علم و صنعت ايران بوده است.
وي در کارنامه اجرايي خود عناوینی چون معاونت حمل و نقل و ترافيک شهرداري تهران، مديرعاملی سازمان حمل و نقل و ترافيک تهران و دو دوره رياست سازمان نظام مهندسي ساختمان استان تهران را دارد و مدت بيست سال از سال 1357 تا سال 1377 به عنوان رئيس دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت فعاليت کرده است. بهبهانی استاد راهنمای احمدی نژاد برای اخذ دکترایش بود. آنچنان که احمد شیرزاد نماینده مجلس ششم گفته در جلسه دفاع از پایان نامه دکترا، احمدی نژاد حاضر نشده و بهبهانی جلسه را با صلوات ختم می کرده است. ناظران دلیل ارادت احمدی نژاد به این استاد دانشگاه را - که از سوی قالیباف شهردار تهران به شرب خمر متهم شده – نقشی می دانند که در "دکتر" شدن وی ایفا کرده است.
بهبهاني در دولت نهم پس از برکناری محمد رحمتی تنها بازمانده دولت هشتم، عهده دار وزارت راه شد. طی این مدت نه سوانح جاده ای کاهش یافت و نه سوانح هوایی. خرید هواپیماهای دست چندم روسی که در ماه های گذشته دچار حوادث متعدد شده اند از جمله دیگر نکاتی است که در کارنامه وی دیده می شود.

وزارت رفاه و تامین اجتماعی و وزیر پرونده دار
فاطمه آجرلو متولد 1345 تهران است. کودکی و جوانی اش در تهران گذشته و در رشته علوم انسانی موفق به اخذ دیپلم شده است. وی در زمان جنگ پرستار سپاه پاسداران بود و در سپاه پاسداران عضویت افتخاری شد. پس از پایان جنگ و اخذ دیپلم، لیسانس خود را در رشته روانشناسی بالینی از دانشگاه پیام نور اخذ کرد. وی سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته روانشناسی شخصیت کسب کرد. او در دوره هفتم و هشتم مجلس نماينده مردم كرج، اشتهارد و آسارا بوده، و همچنین عضو كمسيون آموزشي و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي، عضو كميته آموزش و پرورش كميسيون آموزش و تحقيقات و مسئول پروژه طرح احياي معاونت پرورشي است.
آجرلو در حال تکمیل تحصیلات خود در دوره دکترا در رشته روانشناسی تعلیم و تربیت است. وی طلبه سطح 2 حوزه علمیه و همزمان مدرس دانشگاه آزاد و حوزه علمیه است. وی عضو فراكسيون های زنان، فرهنگيان و صنايع غذايي مجلس بوده است. او همچنین عضو هيات رئيسه تحقيق و تفحص از مركز مشاركت زنان رياست جمهوري، عضو و مسئول كميته معاونت دانشجويي تحقيق و تفحص از وزارت علوم تحقيقات و فن آوري، عضو و مسئول كميته مفاسد اقتصادي و بازرسي كل كشور در کمیته تحقيق و تفحص از قوه قضاييه بوده است. آجرلو از متهمان پرونده عباس پالیزدار است.
پالیزدار که در زمان مسئولیت وی در تحقیق و تفحص سازمان بازرسی کل کشور جزو افراد محقق بود، پسرخاله آجرلو است. پس از سخنان پالیزدار درباره فساد مسئولین نظام و بازداشت وی، آجرلو نیز دادگاهی شد و طبق حکم دادگاه وی به 4 سال زندان تعزیری محکوم شده است. نصرالله ترابی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، تنها شاخصه مثبت آجرلو را حمایت از احمدی نژاد دانسته و تصریح کرده است: "با توجه به عدم تخصص کافی آجرلو در این زمینه، احتمال رأی آوری او بسیار پایین است."

وزارت صنایع و معادن و دزد اختراع!
علی اکبر محرابیان متولد 1348 و جوانترین عضو کابینه نهم و دهم است. محرابیان کودکی و جوانی را در خوانسار گذراند. او سپس برای دوره لیسانس عمران وارد دانشگاه علم صنعت شد. آشنایی احمدی نژاد و محرابیان به آن زمان بر می گردد. محرابیان دانشجوی سال پایینی بود که در حرکت های تیم احمدی نژاد در دانشگاه علم صنعت شرکتی فعال داشت.
احمدی نژاد درباره وی می گوید: "ايشان از جوان‌هاي بسيار با استعداد، مسلط به علوم روز و اطلاعات روز دنيا در بخش‌هاي گوناگون و يك مدير جدي و توانمند است." احمدی نژاد او را به همراه خود به اردبیل برد و وقتی به شهرداری تهران آمد وی را نیز با خود آورد. محرابیان پیش از وزارت مدیرعامل شرکت های شهروند و رفاه بود. وی از سال 84 تا 86 نماینده رئیس جمهوری در ستاد تبصره 13 بود. وي در سال 1386 بعد از برکناري عليرضا طهماسبي به عنوان سرپرست و بعد وزير صنايع و معادن در کابينه محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران انتخاب شد. محرابیان سمت های زیر را داشته است: مشاور رئيس جمهور و رئيس ستاد طرح‌هاي ويژه در دولت نهم، نماينده ويژه رئيس جمهور در تبصره 6 (‌کارگروه مسکن کشور)، عضو شوراي عالي فني کشور، معاون بزرگترين شرکت توليد کننده صنايع چوب کشور (سيما چوب)، مشاور شهردار تهران در زمان شهرداری تهران و مشاغلی در سطح شهرداری اردبیل.
چندی پیش، محققی به نام فرزاد سلیمی توانست شکایتش از علی اکبر محرابیان را در دادگاه به نتیجه برساند و ثابت کند اختراع این دبیر دبیرستانی 6 سال پیش توسط وزیر فعلی صنایع و فردی دیگر موسوم به موسی مظلوم ربوده شده است. دادگاه تجدید نظر سپس رای دادگاه بدوی را تاکید کرد و به این ترتیب عملا محرابیان محکوم به ربودن اختراع فردی دیگر شد. براساس شواهد اختراع "اتاق امن زلزله" پیش از آن‌ که به نام مظلوم و محرابیان به ثبت برسد، توسط سلیمی اختراع و طراحی شده بود. از این اختراع که برای مقاوم سازی بخشی از خانه در برابر زلزله بود، کتابی تهیه شد و نام احمدی نژاد نیز در آن درج شد. با این همه، چند روز قبل از پایان زمان ریاست هاشمی شاهرودی، با استفاده از اختیارات رئیس قوه قضائیه رای دو دادگاه از اعتبار ساقط شد.

وزارت علوم و مسوول برگزاری انتخابات اخیر
کامران دانشجو متولد 1336 در شهر دامغان است. پس از پایان تحصیلات متوسطه و کمی پس از انقلاب به انگلیس رفت و از دانشگاه کویین ماری، لیسانس مکانیک خود را اخذ کرد. سپس از دانشگاه منچستر فوق لیسانس و سپس مدرک دکترای مکانیک (هوا-فضا) را در سال 68 کسب کرد. به زبان انگلیسی تسلط دارد و از سالهای پایانی دهه شصت با احمدی نژاد آشناست.
دانشجو از سال 72 استاد تمام دانشگاه علم صنعت است. معاونت سازمان پژوهش‌هاي علمي و صنعتي ايران از سال 1368 تا 1372، ریاست مركز تحقيقات هواپيمايي فجر از سال 1369 تا 1371، دبيری كميته بورس دانشجويان خارج از كشور، عضویت كميته ارزيابي دانشگاه‌ها، عضویت كميته انضباطي دانشجويي مركز در خلال سال های ‌تا 1376، عضو كميته مركزي دانشجويان شاهد و عضو كميته آموزش بنياد شهيد میان سال های 1374 تا 1376ریاست مركز تحقيقات و طراحي فناوري‌هاي نوين هوافضا از سال 1381 تا 1384 از جمله سوابق وی است.
دانشجو در سال 1384 از طرف وزیر وقت کشور به سمت استاندار تهران منصوب و در سال 1387 به عنوان قائم مقام وزیر کشور و معاونت سیاسی این وزارتخانه مشغول به کار شد. وی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت ستاد انتخابات کشور را بر عهده داشت و پر تخلف ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی تاکنون را برگزار کرد.
او در دادگاه روزنامه سلام به همراه محمود احمدی نژاد از جمله شاکیان این روزنامه بود که منجر به بستن روزنامه سلام شد.
وزارت ارشاد و رایزن فرهنگی در کنیا سیدمحمد حسینی در سال 1340 در رفسنجان متولد شد و کودکی و نوجوانی وی در همان شهر گذشت. او در زمان انقلاب از فعالین انقلابی بود و زمانی که 17 سال داشت به زندان افتاد. پس از انقلاب به جهاد سازندگی پیوست و در رفسنجان مشغول به کار شد. وی سپس به عضویت سپاه پاسداران درآمد. وی در عمليات‌هاي متعدد از جمله ثامن الائمه، بيت المقدس، رمضان، والفجر 3، خبير، بدر، كربلاي 4 و مرصاد شرکت داشت.
وی ديپلم رياضي دارد و تا زمان انقلاب فرهنگي در رشته مهندسي معدن دانشگاه تهران تحصیل می کرد. پس از آن به صورت پیوسته کارشناسي ارشد معارف اسلامي و تبليغ از دانشگاه امام صادق را اخذ کرد. سال 69 در دوره دكترای فقه و مباني حقوق اسلامي دانشگاه تهران پذیرفته شد و سال 73 نیز موفق به کسب دکترا شد. وی از سال 69 به عضویت هیئت علمی دانشگاه تهران در آمد. او مدتی رایزن فرهنگی ایران در کنیا بود. او در دهه هفتاد نماينده مجلس پنجم از سوی مردم رفسنجان بود. سپس مديریت عاملي انتشارات سروش را برعهده داشت. در زمان ریاست لاريجاني بر صدا و سیما وی سمت معاونت اجرایی را عهده دار بود. حسيني که داراي دکتراي فقه و مباني حقوق اسلامي از دانشگاه تهران است، در دولت نهم مسئوليت هايي نظير معاونت پشتیبانی، پارلماني و قائم مقامي وزارت علوم را داشته است.
حسینی پس از "عليرضا علي‌احمدي" رياست دانشگاه پيام نور و قائم مقامی وزارت علوم را بر عهده گرفت. او ریاست هيئت مديره انتشارات علمي و فرهنگي، مشاورت پارلماني رئيس نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه‌ها، مشاورت پارلماني رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، عضویت شوراهاي عالي سازمان صدا و سيما (معارف، قرآن، سياسي، سيما، صدا، موسيقي، پزشكي)، مديریت مسئول نشريات سروش هفتگي، جوان و بانوان، كودك، نوجوانان و سروش انديشه سال 81 و 82، مدير مسئولی مجله های انگليسي زبان The Guide و سواحیلي زبان "المدرسه" را در کارنامه کاری اش ثبت کرده است. او به دو زبان عربی و انگلیسی تسلط دارد. یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره حسینی می گوید: "هرچند وی جزو مدیران موفق وزارت علوم محسوب می شود اما وی در حوزه فرهنگ و ارشاد کار خاصی انجام نداده و تجربه ای در این باره ندارد."
وزارت کار و امور اجتماعی و یار غار احمدی نژاد
عبدالرضا شیخ الاسلامی متولد 1346 در کجور نوشهر است. او سال 68 وارد دانشگاه شد و هم دانشگاهی احمدی نژاد است. وی سال 72 در رشته مهندسی عمران کارشناسی خود را از دانشگاه علم و صنعت اخذ کرد. همان سال وارد دوره تکمیلی کارشناسی ارشد عمران شد و در سال 74 کارشناسی ارشد خود را کسب کرد. وی مدتی در هرمزگان و اردبیل مشغول به خدمت بود و از همان دوره با گروه محمود احمدی نژاد نزدیک بود. از سال 81 دوره دکترای مهندسی عمران را در دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و سال 85 از این دانشکده فارغ التحصیل شد. وي كه در دوران شهردار سابق تهران وظيفه مشاورت و مديركلي دفتر شهردار پايتخت را بر عهده داشت، در اولين گام دولت نهم به استانداري استان هرمزگان منصوب شد.
شيخ ‌الاسلامي پس از ترك بندرعباس و در پي وزير شدن الهام، رئيس‌دفتر رئيس‌جمهور شد و با حفظ سمت به رياست گروه مشاوران جوان رئيس‌جمهور منصوب و جايگزين بذرپاش شد. وی در پايان كار دولت نهم نيز به عنوان دستيار ويژه رئيس ‌جمهور در سازماندهي نيروي انساني منصوب شده است. وی عضو هئیت علمی دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت است. هرچند که به دلیل انتصاب مشائی به عنوان رئیس دفتر احمدی نژاد وی بیکار شده بود، اما پیشنهاد وی به عنوان وزیر کار نوعی دلجویی از وی محسوب می شود. احتمال رای آوردن وی نیز بالاست.

وزارت کشور و یک سردار دیگر سپاه
مصطفی محمد نجار متولد سال 1335 در تهران است. کودکی و نوجوانی وی در تهران سپری شد و تحصیلات عالی را در رشته مکانیک دانشگاه خواجه نصیر پیش از انقلاب آغاز کرد. همزمان با انقلاب به جامعه مهندسی و انجمن اسلامی پیوست و در فعالیت های انقلابی شرکت کرد. پس از انقلاب به عضویت کمیته انقلاب در آمد. به مجرد تشکیل سپاه در سال 57 به این نهاد نظامی پیوست و در اولین عملیات در جبهه کردستان و درگیری نقده حضور یافت. او سپس به عنوان مسئول ارزشیابی استان سیستان و بلوچستان در فرماندهی کل و ستاد مرکزی سپاه انتخاب شد. در سال 60 مسئول تعاون کل سپاه شامل بخشهای درمانی - مددکاری - مسکن - تربیت بدنی سپاه در سراسر کشور بود. در همان زمان مسئول ایجاد مراکز درمانی و آسایشگاهی در زمان جنگ در غرب و جنوب کشور و سایر نقاط نیز بود.
او بعد از تشکیل وزارت سپاه، به عنوان قائم مقام گروه جنگ افزار وزارت سپاه منصوب شد. سپس برای مدتی مدیریت صنایع جدید را برعهده داشت. وی مسئولیت گروه تجهيزات و پشتيباني- فني صنايع، کلاهدوز، امام علي و شهيد رجايي را نیز عهده دار بوده است. با بازگشایی دانشگاه ها وی تحصیلات خود را به پایان رساند و موفق به اخذ مدرک کارشناسی از دانشگاه خواجه نصیر شد. از سال 65 تا 86، وی معاون اجرائي مدير عامل سازمان صنايع دفاع در گروه صنايع تسليحاتي و مهمات‌سازي و متالوژي "ساصد" بود. همچنین در خلال این زمان به عنوان رئيس هيئت اجرائي گروه صنايع تسليحاتي ساصد نیز برگزیده شد. از پایان جنگ تا سال 79 عضو اصلي هيئت مديره سازمان صنايع دفاع سال در امر سازماندهي، اداره، هدايت، نظارت و کنترل و همچنين تعيين استراتژي و خط مشي سازمانهاي بزرگ تحقيقاتي، صنعتي و خدماتي و وزارتخانه هاي مربوطه بود.
وی همچنین به دلیل آشنایی به زبان عربی از اعضای ارشد سپاه قدس در منطقه به شمار می رفت و به همین علت ماموریت های متعددی در لبنان در زمان جنگ و پس از آن انجام داده است. وی از جمله مربیان نظامیان حزب الله به شمار می آید. او همچنین از اعضایی است که توسط رفیقدوست وزارت وقت سپاه به عنوان معامله کننده ادوات نظامی انتخاب شد، به همین علت وی به بازار خرید و فروش ادوات نظامی، واردات و صادرات آن آشنایی دارد. او در سال 81 برای ادامه تحصیلات به دانشگاه مدیریت صنعتی رفت و در سال 83 مدرک فوق لیسانس خود را در رشته مدیریت اجرایی از آن دانشگاه اخذ کرد.
وی از معاونین رده دو در زمان وزارت شمخانی به شمار می رفت که در سال 84 به عنوان وزیر دفاع به مجلس معرفی شد. او در دوران مدیریتش از معدود وزرای کم حاشیه دولت نهم بود. با مخالفت ستاد مرکزی نیروهای مسلح با انتخاب دوباره وی به عنوان وزیر دفاع، احمدی نژاد جانشین وی، سردار وحیدی را برای وزارت دفاع انتخاب کرد و نجار را به عنوان وزیر کشور دولت دهم به مجلس پیشنهاد داد. منتقدانش می گویند او حتی سابقه یک روز کار غیر نظامی-امنیتی نداشته است.

وزارت مسکن و جانشین شیخ الوزرای دولت نهم
علی نیکزاد متولد سال 1344 است و همکار قدیمی احمدی نژاد در استانداری اردبیل محسوب می شود. وی در دانشگاه علم و صنعت عمران خوانده و کارشناسی ارشد خود را در رشته مدیریت دولتی از دانشگاه مدیریت صنعتی گرفته است. وی تا پیش از دولت نهم و پس از پیوستن به سپاه پاسداران مشاغلی چون معاونت عمراني استانداري لرستان، معاونت عمراني استانداري اردبيل، ریاست سازمان مسكن و شهرسازي استان اردبيل و مديركلی دفتر فني استانداري اردبيل را عهده دار بوده است.
با روی کار آمدن دولت نهم، به عنوان استاندار اردبیل منصوب شد. وی همچنین به عنوان معاون هماهنگي امور عمراني و رئيس سازمان شهرداري‌ها و دهياري‌هاي وزارت كشور به فعالیت اشتغال داشت. نیکزاد همچنین عضو شورای عالی مسکن در دولت نهم است. نکته مهم کارنامه وی طرح خانه سازی وی در استان اردبیل و در زمان استانداری احمدی نژاد است. احمدی نژاد درباره انتخاب وی به جای سعیدی کیا می گوید: "آقای سعیدی کیا چهار دوره وزیر مسکن و از مدیران دلسوز،‌ نجیب و صاحب فکر بوده است. وی فشارهای بسیاری را در دوره گذشته متحمل شد اما در این دوره فشار بیشتری بر این وزارتخانه وجود دارد زیرا باید مسئله مسکن را به نقطه مطلوب آن برسانیم." احمدی نژاد با بیان اینکه نیکزاد فردی جوان است افزود: "وزارت مسکن و شهرسازی نیازمند تحول گسترده است. نیکزاد از موفق ترین استانداران دولت نهم بوده و در فعالیت های عمرانی، مسکن و صنعت فعالیت گسترده ای داشته و انسانی پرانرژی است."
نیکزاد که از دوستان نزدیک احمدی نژاد به شمار می رود هم اکنون در وزارت کشور سمت ریاست سازمان شهرداری ها و دهیاری ها را برعهده دارد. محمد تقی بختیاری نماینده کمیسیون عمران مجلس درباره نحوه تصمیم گیری نمایندگان مجلس درباره این فرد به روزنامه دنیای اقتصاد می گوید: "اعضای کمیسیون به اشخاص رای نمی دهند، بلکه برنامه های ارائه شده در هر حوزه مورد نظر است." لاهوتی یکی دیگر از اعضای کمیسیون عمران مجلس او را بهترین فرد برای وزارتخانه مسکن می داند. برخی انبوه سازان از آمدن وی خوشحالند گرچه رئیس صنف شان نیکزاد را به خوبی نمی شناسد و از سوابق وی اعلام بی اطلاعی می کند.

وزارت نفت و وزیری که "از نفت تنها اسمش را شنیده" سید مسعود میرکاظمی متولد 1339 تهران است. 18 ساله بود که انقلاب به پیروزی رسید و جذب فعالیت های سیاسی-مذهبی شد. وی نیز هم دانشگاهی احمدی نژاد در علم و صنعت بود. وی پس از انقلاب به کمیته های انقلاب پیوست. کمی بعد به جهاد سازندگی و سپس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. میرکاظمی از سال 60 تا 67 مسئول برنامه ریزی پشتیبانی فنی جنگ بود. در همین زمان تحصیل خود را ادامه داد و موفق شد در سال 65 کارشناسی صنایع خود را از دانشگاه علم و صنعت بگیرد. او سپس در مقطع فوق لیسانس مشغول به تحصیل شد و در سال 68 نیز توانست مدرک خود را از این دانشگاه کسب کند.
میرکاظمی از سال 68 تا 72 ریاست مرکز بررسی سیستم ها و افزایش بهره وری را عهده دار بود. از سال 72 تا 75 معاونت پژوهش دانشکده فنی و مهندسی دانشگاه امام حسین و از همان سال 75 تا زمان پیروزی دولت نهم به عنوان قائم مقام رئیس دانشکده فنی و مهندسی دانشگام امام حسین مشغول به کار بود. میرکاظمی برای ادامه تحصیل در مقطع دکترای مهندسی صنایع از سال 72 به دانشگاه تربیت مدرس رفت و در سال 76 توانست دکترای تخصصی خود را از این دانشگاه اخذ کند. او از سال 76 تا 80، مدیر عامل سازمان اتکا وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح بود. در دومین دولت خاتمی و از سال 80 تا 82، مشاورت وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح را برعهده داشت.
میرکاظمی از سال 79 ریاست مرکز مطالعات و پژوهشهای لجستیکی وزارت دفاع را عهده دار بوده که تا کنون نیز ادامه دارد. او از سال 81 تا 83 رئیس مرکز مطالعات بنیادی سپاه بوده و از سال 83 تا کنون نیز ریاست دانشگاه شاهد را بر عهده دارد. وی عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت با رتبه استادیاری است. او همچنین مدرس دانشگاههای امام حسین، علم و صنعت و امام صادق در مقاطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی است. در حوزه نشریات نظامی نیز فعال بوده است و سردبیری فصلنامه های فرآماد و مدیریت تحقیقات دفاعی را برعهده داشته است. عمده فعالیت وی در مدیریت صنایع نظامی و بازرگانی هوایی و هدایت پروژه های تحقیقاتی دفاعی و نظامی بوده است.
وی در دولت نهم به عنوان وزیر بازرگانی مشغول به خدمت بود و اینک به عنوان وزیر نفت پیشنهاد شده، اقدامی که برای کمیسیون انرژی مجلس تعجب آور بوده است. یکی از نمایندگان در این باره می گوید اگر برنامه مدون و رو به رشدی برای مشکلات آتی وزارت نفت از قبیل سرمایه گذاری و فرسودگی دستگاه های حفاری و نوسازی این صنعت نداشته باشد، قطعا رای نخواهد آورد چرا که لااقل وزیری هامانه و نوذری در وزارت نفت سابقه داشتند. عماد حسینی سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس درباره میرکاظمی می گوید: "او از نفت تنها اسمش را شنیده است."

وزارت نیرو و مدیر ناکام ورزش ایران
محمد علی آبادی متولد سال 1335 در اراک است. او در سال 53 دیپلم ریاضی خود را اخذ کرد و سپس به دانشگاه راه یافت و مهندسی عمران خواند. علی آبادی پس از انقلاب به عضویت جهاد سازندگی درآمد و به استان سیستان و بلوچستان اعزام شد. پس از آن معاونت وزارت راه و ترابری را عهده دار شد. در زمان ریاست فروزش معاونت بنیاد مستضعفان را برعهده گرفت. در دهه هفتاد تحصیلاتش را ادامه داد و توانست از دانشگاه علم و صنعت کارشناسی ارشد معماری را بگیرد.
با حضور احمدی نژاد در شهرداری تهران وی به عنوان معاونت فنی و عمرانی شهرداری تهران آغاز به کار کرد. با شروع کار دولت نهم وی همزمان به عنوان معاون رئیس جمهور و ریاست سازمان تربیت بدنی و همچنین کمیته بین المللی المپیک منصوب شد. دوره مسولیت او در تربیت بدنی با اعتراضات فراوان اهالی ورزش همراه بود. نتایج بسیار بد تیم های ورزشی ایران در مسابقه های جهانی و المپیک که از آغاز مسابقات جهانی سابقه نداشت از جمله سوابق علی آبادی به شمار می روند. ناکامی های مدیریتی علی آبادی با عدم صعود ایران به جام جهانی فوتبال تکمیل شد. او در همین دوره خانواده اش را در حوزه ریاست وارد کرد و اگر در موقعیت های مختلف در قالب ماموریت های دولتی به خارج از کشور اعزام کرد.
فیروز کریمی یکی از مربیان فوتبالی درباره علی آبادی می گوید: "او مدیر خوبی است، البته در شهرداری!" احمدی نژاد دلیل انتخاب علی آبادی به عنوان وزارت نیرو را "همگرایی" وی می داند: "علی آبادی می تواند در وزارت نیرو موفق تر عمل کند زیرا نگاهی همگرا دارد." منتقدان علی آبادی می گویند هرچند وی تجربیاتی در حوزه مسکن و شهرسازی دارد، اما یک روز سابقه در حوزه نیرو و انرژی در کارنامه اش ثبت نکرده است.

۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

راز های دانشجوای هموطن مرا می شناسی؟من نه از اعماق تاریخ آمده ام ونه از ورای غیب،من با شما بودم اما لباسهای ژنده من و موهای من که سالها از مد عقب بود مرا سالها به تاریخ رانده بود.هموطن می خواهم دستت را بگیرم ببرم به نقطه ایی که کوخ عالم با کاخ عالم معاشقه می کند.اینج اتاقک من است ،ببخشید اتاقم کمی بهم ریخته است تمام سرمایه من همین است که می بینید.تمامش 200 هزار تومان هم نمی شود.من با همه اینها دلخوشم .آن کتاب را می بینی؟تمام دنیا را با آن به عشرت سفر کردم.آن دیگری رازهای دنیا را تا صبح برایم زمزمه می کند.من تا صبح با تمام اینها سر خوشم.آری سالهاست که من و همچون من در میان این دیوارهای نمور داریم زندگی می کنیم.هنوز هم سقف اتاق خوابگاهم چکه می کند .روزگاری همین کوخ های کوچک کاخ های زمان را شکست.هنوز هم کاخ نشینان از ما کوخ نشینان می هراسند.می ترسند با کتابهایی که دنیا را سفر می کنیم به برج هایشان بکوبیم.آنها از نجوای ما در دل دهلیزهای نمور خوابگاه به خود می لرزند. همخوابگاهی ،همکلاسی شهیدم و همدانشکده ایی دربند می خواهم بنویسم می خواهم تمام نجوایی را که سالیان سال با ما با خود می گفتیم برای همه آنهایی که امروز بیدارند بگویم.از تو ای شهید! از تو ای زخم خورده ی روزها و تو ای همکلاسی دربند رخصت می طلبم.اینجا ابتدای جاده است من به سرخی خونت که بر دستانم ریخت سوگند می خورم راهت را تا زنده ام ادامه دهم.سالهاست که خوابگاه بی تو دیگر صفایی ندارد.غروب آن آنقدر دلیگر است که انسان یارای ماندن ندارد.اما تنها به امید استشمام بویت و مرور خاطراتت مانده ام .یا حسین

href="http://balatarin.com/links/submit?phase=2&
url=<$BlogItemPermalinkURL$>&title=<$BlogItemTitle$>">
Balatarin

مقایسه دادگاه های معترضی انتخابات با دادگاه های استالینی

در دادگاه های استالین چه اتفاقاتی افتاد که مجمع نمایندگان ادوار مجلس دادگاه های وقایع اخیر در ایران را به آن تشبیه می کنند.
در صحن دادگاه‌های مسکو هر از گاهی متهمی فریاد بر می‌داشت: «من گناهکارم، مرا بکشید!» یا دیگری داد می‌زد: «من خائن هستم، خائن باید کشته شود!» در پشت صحنه بر متهمان چه گذشته بود؟ پس از حدود هفتاد سال هنوز به این پرسش پاسخ قطعی داده نشده است.
دهها نفر از سران حزب کمونیست و فرماندهان ارتش سرخ به دستور یوزف استالین رهبر حزب و رئیس دولت اتحاد شوروی در برابر دادگاه قرار گرفتند. استالین شخصا در اتاقکی مخفی بر جریان دادگاه‌ها نظارت داشت و از طریق زیردستان خود جریان دادگاه را هدایت می‌کرد.
میراث شوم لنین
ولادیمیر ایلیچ لنین (۱۹۲۴-۱۸۷۰) رهبر انقلاب اکتبر از اواخر سال ۱۹۲۲ به خاطر بیماری از زندگی سیاسی کناره گرفته بود و در کمیته مرکزی حزب کمونیست نزاع بر سر رهبری شروع شده بود. از همکاران نزدیک لنین بانفوذترین شخصیت لئو تروتسکی بود و همه او را جانشین قطعی لنین می‌دانستند.
تروتسکی در بنیادگذاری کشور شوراها پا به پای لنین پیکار کرده بود. او صدر کمیته نظامی انقلابی شورای پتروگراد بود که انقلاب بلشویکی را (در هفتم نوامبر سال ۱۹۱۷) به پیروزی رساند. پایه‌گذار ارتش سرخ بود و پیروزی نظام انقلابی بر "روس‌های سفید" مدیون تلاش و نبوغ نظامی او بود. اما گفته‌اند که تروتسکی سخت متکبر و تکرو بود، به ترتیبات و روابط درون حزب توجه زیادی نداشت.
در برابر استالین یکسره به حزب توجه داشت، آن را اهرم اصلی در رهبری دولت و اداره کشور می‌دانست. او با استفاده از ضعف‌ها و غیبت‌های تروتسکی، موقعیت محکمی در حزب به دست آورد و دبیرکل حزب شد.
لنین در دو نامه نگرانی خود را از قرار گرفتن مسئولیت مهم رهبری حزب در دست "مردی تندخو و نامدارا" (یعنی استالین‎) ابراز کرده بود، اما استالین موفق شد از نشر این دو نامه جلوگیری کند. او با دسیسه و زد و بند، و با تفرقه‌افکنی میان مخالفان خود، موفق شد تمام اهرم‌های حزبی را به دست نزدیکان خود بسپارد و تروتسکی را به انزوا بکشد.
تروتسکی در سال ۱۹۲۷ از حزب اخراج شد، و در سال ۱۹۲۹ شوروی را ترک کرد. او به دستور استالین به طور غیابی به اعدام محکوم شد و حکم در سال ۱۹۴۰ در تبعیدگاهش در مکزیک در مورد او اجرا شد.
زمینه‌ی "پاکسازی حزب و دولت"
استالین از سال ۱۹۲۹ رهبر مطلق کشور شد و تمام امور را به دست گرفت. از روی نادانی، به اجرای فوری و اجباری برنامه اشتراکی‌سازی سراسری بنگاه‌های کشاورزی فرمان داد. این برنامه با شکستی فاجعه‌بار روبرو شد. قحطی و گرسنگی کشور را فرا گرفت و به مرگ نزدیک ده میلیون روستایی انجامید. در برخی مجامع علمی و محافل سیاسی زبان به انتقاد از استالین باز شد.
در کنگره حزب که در سال ۱۹۳۴ برگزار شد، استالین تنها با تقلب و نیرنگ توانست بار دیگر به رهبری برسد. او تصمیم گرفت با رقبا و مخالفان خود تصفیه حساب کند.
اندکی پس از کنگره سرگئی کیروف دبیر حزب کمونیست در لنینگراد ترور شد. همه شواهد نشان می‌دهد که این ترور را پلیس مخفی به دستور استالین انجام داد. استالین به نیرنگی ماهرانه دست زده بود: از سویی رقیب را از میدان حذف کرده و از سوی دیگر برای "مجازات قاتلان" شمشیر تیز می‌کرد. عوامل استالین شایع کردند که یاران تروتسکی در هیئت سیاسی کمیته مرکزی حزب، ترور کیروف را طراحی کرده‌اند.
سرکوب "دشمنان خلق"
بلافاصله پس از قتل کیروف بیش از صد نفر از مقامات حزبی و دولتی تیرباران شدند. در هفته‌ها و ماه‌های بعد هزاران نفر دستگیر و به دست جلادان سپرده شدند. حکم آنها فوری صادر می‌شد، که معمولا اعدام بود، یا با ارفاق، تبعید ابدی به سیبری.
اما استالین نه تنها پیشوای "نخستین کشور کارگران و دهقانان" بود، بلکه خود را رهبر جنبش کمونیستی در سراسر جهان می‌دانست. او ناگزیر بود سرکوب وحشیانه‌ی مخالفان سیاسی را از نظر ایدئولوژیک توجیه کند وبه دیکتاتوری خود "مشروعیت" دهد. با این ملاحظات بود که او چند محاکمۀ علنی سازمان داد که صرفا جنبه‌ی تبلیغاتی داشت.
محاکمات نمایشی
به دستور استالین ۶۶ نفر از چهره‌های برجسته‌ی حزب و فعالان "صدر انقلاب" که برخی از آنها حتی معروفیت جهانی داشتند، در سه دادگاه "علنی" محاکمه شدند.
دادگاه اول: از ۱۹ تا ۲۴ اوت ۱۹۳۶ شانزده نفر از اعضای برجسته‌ی رهبری حزب کمونیست از جمله زینوویف و کامنف یاران نزدیک لنین محاکمه شدند. همه متهمان اعدام شدند.
دادگاه دوم: از ۲۳ تا ۳۰ ژانویه ۱۹۳۷ هفده نفر از مقامات حزبی محاکمه شدند. ۱۳ نفر تیرباران و ۴ نفر به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند.
دادگاه سوم: از دوم تا ۱۳ مارس ۱۹۳۸ گروهی ۲۱ نفره از سران بلشویک محاکمه شدند. بیشتر آنها از وزیران سابق دولت بودند. در میان آنها کمونیست‌هایی نامدار مانند بوخارین (رئیس سابق کمینترن) و ریکوف (نخست وزیر قبلی) قرار داشتند. همه متهمان اعدام شدند.
به موازات این سه دادگاه، یک دادگاه نظامی در ژوئن ۱۹۳۷ ژنرال میخائیل توخاچفسکی و یازده نفر از فرماندهان ارتش سرخ را به محاکمه کشید، که خبر آن در رسانه‌ها انتشار یافت. به دنبال آن سه چهارم فرماندهی ارتش سرخ "تصفیه" شد.
اتهام اصلی متهمان عبارت بود از همکاری با تروتسکی و عناصر دست‌راستی که گفته می‌شد تلاش می‌کنند با حمایت کشورهای سرمایه‌داری (آلمان یا انگلستان یا ژاپن) نظام سوسیالیستی را در شوروی سرنگون کنند. مبنای دادرسی اصل ۵۸ قانون کیفری شوروی بود، که برای توطئه علیه نظام سوسیالیستی و تلاش برای برگرداندن نظام سرمایه‌داری مجازات اعدام در نظر گرفته بود.
ماشین اعترافات
هدف استالین تنها حذف یا نابود کردن مخالفان خود نبود، او فراتر از این، خواهان درهم شکستن ایدئولوژیک آنها و مشروعیت دادن به سیادت خود بود. هدف نه تنها محکوم کردن، بلکه به تسلیم کشیدن مخالفان بود. دادگاه‌ها پشت درهای بسته و بسیار سریع انجام می‌شد. زندانیان از حق داشتن وکیل مدافع و فرجام‌خواهی محروم بودند.
کیفرخواست حاوی هیچ سندی نبود و تنها بر پایه‌ی اقاریری تنظیم شده بود که خود متهمان در بازجویی‌ها ارائه کرده بودند. این اقاریر پر از اظهارات ضد و نقیض بود و روشن بود که متهمان دروغ گفته‌اند. برای نمونه برخی متهمان "اعتراف" کردند که در کشورهای خارجی مانند فنلاند و دانمارک و نروژ با تروتسکی یا فرستادگان او دیدار کرده‌اند، در حالیکه اطرافیان آنها می‌دانستند که آنها هرگز خاک شوروی را ترک نکرده‌اند.
در مواردی دروغ کاملا آشکار بود، مثلا ایوان سمیرنوف اعتراف کرده بود که در سوءقصد به جان کیروف در دسامبر ۱۹۳۴ شرکت داشته است، در حالیکه او از یک سال قبل از آن دستگیر شده و در زندان بود.
اما "حقیقت" چیزی بود که برای این دادگاه‌ها کمترین اهمیتی نداشت. طرفداران استالین باید احساس حقانیت می‌کردند و دشمنان او باید مرعوب می‌شدند.
شیوه‌های اعتراف‌گیری
تمام کسانی که در برابر دادگاه قرار گرفتند، از کمونیست‌های انقلابی و مبارزان باسابقه بودند. برخی زندان‌های مخوف تزار را از سر گذرانده بودند. شگفت آنکه همین افراد در دادگاه اعتراف کردند علیه نظامی که خود با فداکاری در بنای آن شرکت کرده بودند، انواع و اقسام جنایات را مرتکب شده‌اند.
هنوز چندوچون شکنجه‌هایی که برای گرفتن اعتراف به کار رفته بود، کاملا روشن نیست. مسلما فشارهای زیادی در کار بوده: از بی‌خوابی‌های چندروزه، شکنجه‌های جسمی مداوم و طاقت‌شکن به گونه‌ای که زندانی نمیرد اما روزی هزار بار مرگ خود را آرزو کند؛ تا شکنجه‌های روانی، انزوای مطلق، بازجویی‌های ناگهانی و طولانی...
با فشارها و تحقیرهای دایمی، شخصیت زندانی در هم می‌شکند. هویت هنجاری و اخلاقی او درهم می‌ریزد. رفته رفته حساسیت و هشیاری ذهنی خود را از دست می‌دهد و حافظه او فلج می‌شود. زیر دست مأموران چنان احساس ضعف و حقارت می‌کند، که همه چیز، از جمله مقاومت، برای او بی معنا می‌شود.
"کار صبورانه روی متهم"
جلسات دادگاه آنقدر تکرار می‌شد تا به نتیجه دلخواه برسد. اعترافات بوخارین را شخص استالین تدوین کرده بود. وقتی او در دادگاه از خواندن بخشی از متن سرباز زد، روند بازرسی متوقف شد و بوخارین به سلول برگشت. در دادگاه بعدی بوخارین سر به راه شده بود.
یکی از شگردهای رایج پراکندن تخم بدبینی میان زندانیان بود. زندانی حس می‌کرد که همه علیه او دست به دست هم داده‌اند. رادک و بوخارین دو دوست و همرزم قدیمی بودند اما بازجویان توانستند آنها را علیه یکدیگر تحریک کنند.
یکی از شیوه‌های دیگر فشار بر متهمان با استفاده از روابط خانوادگی و عاطفی بود. زینوویف و کامنف به برخی خطاهای سیاسی "اعتراف" کرده بودند، اما زیر بار اتهام "خیانت" نمی‌رفتند. استالین از طرف هیئت سیاسی حزب به آنها قول داد که اگر اعتراف کنند، آزاد می‌شوند و بستگان آنها نیز در امان خواهند ماند. پس از صدور رأی دادگاه نه تنها هر دو به قتل رسیدند، بلکه بیشتر خویشاوندان آنها نیز دستگیر و اعدام شدند.
به نظر مؤرخان یک عامل ایدئولوژیک نیز در اعتراف‌گیری از متهمان مؤثر بوده است: به زندانی تلقین می‌شد که او قربانی سادگی و نیکدلی خود شده و ناخواسته به "آرمان کمونیسم" خیانت کرده است و اکنون تنها با اعتراف داوطلبانه است که می‌تواند این خطا را جبران کند.
پیامدهای پاکسازی
با تصفیه‌‌های بیرحمانه و خونین، که حدود یک و نیم میلیون نفر قربانی گرفت، یکی از مخوف‌ترین نظام‌های تاریخ بشر در اتحاد شوروی برقرار شد. در جهنمی که استالین بر پا کرده بود هر کسی ناچار بود وفاداری خود را به رژیم ثابت کند، و راه آن لو دادن عده‌ای از "دشمنان خلق" بود. اگر کسی دستگیر می‌شد، خویشان و دوستان باید از او بیزاری نشان می‌دادند، و گرنه خود به خطر دستگیری می‌افتادند.
استالین که از نوعی جنون بدگمانی رنج می‌برد، مدام در حال کشف توطئه‌های عجیب و خنثی کردن آنها به شیوه‌ی خود بود.
تمام اعضای هیئت سیاسی حزب کمونیست محاکمه شدند، غیر از دو نفر: تروتسکی و استالین. تروتسکی از شوروی فرار کرد و استالین خود مشغول محاکمۀ دیگران بود. از ۱۳۹ عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست در سال ۱۹۳۴ میلادی، ۹۸ نفر دستگیر و بیشتر آنها تیرباران شدند.
عمق فاجعه‌ تصفیه ارتش از افسران کاردان در زمان حمله ارتش نازی به شوروی و عقب نشینی‌های پیاپی ارتش سرخ آشکار شد. یک آمار تاریخی می‌گوید تعداد افسرانی که به دست استالین کشته شدند، بیش از افسرانی است که در جنگ جهانی دوم در جبهه‌های "جنگ بزرگ میهنی" جان دادند.
طبق آمار رسمی که در زمان گورباچف منتشر شد: در ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ بین ۴ و نیم تا ۵ و نیم میلیون نفر دستگیر شدند. بین ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر به اعدام محکوم شدند. در اواخر دهه ۱۹۴۰ میان ۵ و نیم تا ۶ و نیم میلیون نفر در مجمع الجزایر گولاگ زندانی بودند. تنها یک دهم افرادی که به اردوگاه‌ها فرستاده شدند، از سرما و گرسنگی جان سالم به در بردند.
در دوران جنگ سرد (به ویژه دهه ۱۹۵۰) برخی از کشورهای اروپای شرقی (مجارستان و چکسلواکی و بلغارستان) الگوی دادگاه‌های نمایشی استالین را تکرار کردند.
موج "اعاده حیثیت"
نیکلای خروشچف که پس از مرگ استالین (۱۹۵۳) زمام امور را در شوروی به دست گرفت، در کنگره بیستم حزب کمونیست (۱۹۵۶) فاش کرد: «کمیسیون ویژه‌ای با مراجعه به اسناد فراوان آرشیوهای سری به این نتیجه رسیده است که افراد بی‌گناه بیشماری در کشور ما به قتل رسیده‌اند. روشن شده است بسیاری از اعضای حزب و دولت که در سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ دشمن خوانده شدند، هرگز دشمن و خائن و جاسوس نبودند، بلکه کمونیست‌های شریف و صادقی بودند. آنها زیر شکنجه‌های وحشیانه گناهان سنگینی را به گردن گرفتند.» این متن به طور کامل منتشر نشد.
در ژانویه ۱۹۸۹ روزنامه‌ی رسمی پراودا اطلاع داد که همراه با تحولات شوروی از بیش از ۲۵ هزار نفر که در دوران استالین تیرباران شده‌اند، اعاده حیثیت شده است. تنها در همین سال بود که متن سخنرانی خروشچف به طور کامل به چاپ رسید.